〤◕‿◕〤خدایــا برای همه چیز شکـــرت〤◕‿◕〤
سلام خدای مهربــــــــون مــرسی که با ایــن فرشـــته هـا بـه ما امیــد زنــدگــی دادی وقتــی این عکسای داداشی و خواهریمو میبینـم با خـودم میگــم چه زود میگذره یعنی واقعا از اون روز صبحی که مامـان جون رفت اتـاق عمــل تا امــروز 4 سال و 3 ماه و 27 روز میگذره؟؟ یعنـی اون صدرا کوچـولوی مـن انقد بزرگــ و آقــا شــده؟ یعنـی خواهــری مهــربون من 2 سال و 9 ماه و 9 روز از روز تولدش میگذره؟ یعنـی من الان 15 سال و 6 ماه و 9 روزه که نفس میکشم؟ خدایـــا به خـاطر همه چیز شکــرت از ایــن به بعــد هر روز خاطره های نی نی های زندگیمونو مینویســم آبجــی گلـــــــــــم ... داداشـــــــــی مهـربونـــــــــــــم ...
نویسنده :
◉●•◦شیـ✿ـریــن◦•●◉
14:05



